خطايى ، على اكبر
280
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
را معذور داشت و شيرهها و آنچه از براى ايشان ترتيب ساخته بود به وثاقهاى ايشان فرستاد . و درين شهر قمجو بتخانه [ اى ] بود بس بزرگ چنانچه عمارت اصل بتخانه و آنچه داخل او بود پانصد گز در پانصد گز بوده باشد و در ميان اين عمارت بتخانه بود ، در وى بتى خفتيده ساختهاند كه پنجاه قدم طول آن بت بود و نه قدم كف ، و دور كلّهء سر او در بيست و يك گز شرع و گرد بر گرد آن عمارت به تكلف بتان ديگر . در پس پشت و بالاى سر او هريك بيست گز 77 و كمتر و بيشتر و صورت بخشيان 78 هريك به مقدار آدمى چنان متحرك كه كسى تصوّر كند كه اين كافران زندهاند و بر باقى ديوارها صورتگريها كه مجموع نقاشان عالم انگشت حيرت به دندان گيرند ، و اين بت بزرگ خفتيده [ 391 ب ] يك دست به زير سر نهاده و يك بر روى ران و تمام آن بت بزرگ را مطّلا كردهاند ، و انواع رنگها و لباسها پوشانيده و نام آن شكمانى فومى 79 گفتند و فوج فوج از كافران مىآيند و پيش آن بت سر بر زمين مىنهند . ديگر بيرون آن عمارت بتخانهها گرد بر گرد همچون كاروانسرائى خانهها در پهلوى يكديگر ، چنانك هر خانه به سر خود بتخانهاى بود و انواع پردههاى زربفت و كرسيهاى مطّلا و صندليها و شمعدانها و صراحيهاى چينى و آرايش تمام . درين قمجوده بتخانه چنين معظم بود و يك خانهء دگر ساخته بودند كه مسلمانان آن را چرخ فلك مىخوانند مثل كوشكى مثمن و از زير تا بالا پانزده طبقه و در هر طبقه منظرها ساخته ، در هر منظرى مقرنس ختائى بسته و غرفهها و ايوانها ، [ و ] گرد منظرها درافزينها 80 و انواع صورت ساخته مثل تختى زده و پادشاهى نشسته و از چپ و راست خادمان و غلامان و دختران ايستاده و هريك به خدمتى مشغول . على هذا اين پانزده طبقه كه درو منظرها ساختهاند از خرد و بزرگ مقدار يك وجب و خردتر و بزرگتر به مقدار يك گز در يك گز 81 و در زير همه صورت ديوان ساختهاند كه كوشك را بردوش گرفتهاند و دور 82 آن كوشك بيست گز بود و بلندى 83 آن دوازده گز و اين مجموع از چوب 84 تراشيده ، امّا چنان مطّلا كردهاند كه كسى تصوّر كند كه آن تمام از طلا ساختهاند ، و سردابهاى زير آن ساخته و ميل 85 آهنين از زير